بانک مقالات عـربـی

مقالات مربوط به رشته زبان وادبیات عربی - دکترای عربی - ارشد عربی - ترجمه عربی

  با نصب تولبار بانک مقالات عربی جدیدترین اخبار و مقالات رشته عربی در مرورگر شما نشان داده خواهد شد و علاوه بر امکان جستجو در مطالب و مقالات سایت، ایمیل های دریافتی شما نیز در موروگر قابل رویت خواهد بود. این ابزار ضروری را حتما دانلود کرده و نصب کنید. (دانلود و نصب آن یک دقیقه طول میکشد)
برای نصب تولبار بانک مقالات عربی روی لینک زیر کلیک کنید
https://s3.amazonaws.com/com.alexa.toolbar/atbp/xKpPmj/download/index.htm


برچسب ها:وبلاگ حبیب کشاورز، سایت حبیب کشاورز،

[ شنبه 28 تیر 1393 ] [ 15:48 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]



قامت شركة "غالوب Gallup" بدراسة جدیدة صدرت هذا الأسبوع وصفت العراق فیها كونها البلد الأكثر حزناً وكآبة فی العالم، تلیها ایران لیأتی لبنان أیضاً فی المرتبة العاشرة.

وقامت "غالوب" بقیاس المشاعر السلبیة فی 138 بلداً فی عام 2013 من خلال سؤال وجهته للناس عما إذا كانوا قد شعروا بالغضب، والإجهاد، والحزن، والألم الجسدی والقلق فی البلد المعنی. وكلما أجاب الأشخاص بنعم، كلما سجلت "غالوب" النتائج كونها "سلبیة" لتصبح مؤشراً لكل بلد. وكلما ارتفعت درجة الحزن والعواطف السلبیة، كلما تصدر البلد المعنی القائمة.



[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 15:36 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


إنه لذیذ عندما یقلى ویضاف إلى الشوربات، كما أنه یستخدم لتحضیر الغموس (dipping). ویضاف إلى الفول وقلایة البندورة. والبعض یرى إنه ابن عم البصل، إنه الثوم الذی لن یغیب عن مائدتك فی رمضان.

والثوم مطیب للطعام یخلو من الدهون والكولیسترول والصودیوم، ومنخفض فی السعرات الحراریة، ویتم أكله إما مدقوقا وهو طازجا أو مقلیا أو مطبوخا.

ولكن للثوم سلبیتین، الأولى أنه یسبب رائحة للفم خاصة عندما یؤكل طازجا، والثانیة أن البعض یشتكون من أنه عند تناول كمیة كبیرة منه فإن رائحته تظهر فی عرق الشخص، ویصبح لعرقه رائحة الثوم. وهو أمر من دون شك مزعج.

وأفضل طرق للاستمتاع بالثوم هی دقه ثم إضافته للأطباق مثل الفول. أو قلیه وهو حب كامل وإضافته لأطباق الأرز. كما أن من طرق استعماله فرمه وتنعیمه ثم قلیه وإضافته لحساء الملوخیة.

ولا یمكن أن ننسى أن الثوم یعد عماد قلایة البندورة فی بلاد الشام، إذ یقطع ویوضع فی المقلى مع الزیت الساخن، وقد یكون برفقته الفلفل الحار، ثم تضاف إلیه شرائح الطماطم المقطعة.

ومع أن العدید من الأبحاث تشیر إلى أن للثوم دورا وقائیا محتملا من بعض الأمراض، فإن هذا یجب ألا یكون بدیلا عن مراجعة الطبیب واستشارته.

وننبهك هنا إلى أن البعض یبالغ ویزعم أن للثوم فوائد علاجیة مثل وضعه على اللثة لعلاج التهاباتها أو علاج عدوى المهبل لدى النساء أو شرب خل الثوم لتخفیف الوزن. ولكنها مجرد مزاعم لا أدلة علمیة تدعمها، وإذا كنت مصابا بأی من الأمراض السابقة فراجع الطبیب فورا والتزم بعلاجه وتوصیاته.


[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 15:20 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


همه دستگاه‌های الکترونیکی در حین کار گرما تولید می‌کنند و لپ‌تاپ شما هم از این قاعده مستثنی نیست.
کارهایی که شما می‌توانید انجام دهید
مطمئن شوید که فن دستگاه به درستی کار می‌کند. برای کنترل فن دستگاه بهتر است از نرم‌افزارهای عیب‌یابی استفاده کنید، چون باز کردن لپ‌تاپ علاوه‌بر اینکه کار مشکلی است، ضمانت آن را نیز باطل خواهد کرد. نرم‌افزار عیب‌یابی معمولا در سایت سازنده لپ‌تاپ‌ها موجود است، اما اگر نبود می‌توانید آن را از سایت‌های دیگر دانلود کنید. شیارهای عبور هوا را تمیز کنید. اکثر لپ‌تاپ‌ها برای خنک شدن از فن استفاده می‌کنند که گرما را از شیارهای هوا خارج می‌کند. گرد و خاک مانع عبور هوا می‌شود. بهتر است هر چند وقت یک بار این مسیرها با پمپ باد تمیز شود. با پارچه‌ای نمدار هم می‌توان تا حدی این کار را انجام داد، فقط دقت کنید که پارچه خیس نباشد.

تنظیمات بایوس را کنترل کنید. در بایوس تنظیماتی وجود دارد که به کامپیوتر شما اعلام می‌کند چه دمایی زیاد است و فن‌ها در چه دمایی سریع‌تر کار می‌کنند. به‌روزرسانی بایوس به بهتر خنک‌شدن دستگاه کمک می‌کند. در وب‌سایت سازنده لپ‌تاپ‌ها جدیدترین نسخه برای بایوس وجود دارد.علاوه‌بر اینها، بعضی از عادت‌ها را هم باید ترک کرد. مانند کار کردن با لپ‌تاپ زیر نور آفتاب و کنار رادیاتور یا قرار دادن لپ‌تاپ داخل ماشین در تابستان. و مورد آخر اینکه بهتر است لپ‌تاپ را روی پا نگذارید. زیرا با این کار مانع عبور هوا می‌شوید و زیر دستگاه به شدت داغ و حتی باعث سوختگی پا می‌شود.

لوازم جانبی برای خنک کردن لپ‌تاپ
حتی زمانی که لپ‌تاپ روی میز است زیر آن داغ می‌شود که برای آن راهکارهایی وجود دارد، مانند پایه‌هایی که لپ‌تاپ را روی آن می‌گذارند تا از سطح میز فاصله بگیرد و در زیر دستگاه هوا جریان داشته باشد. برخی از این پایه‌ها از آلومینیوم ساخته شده‌اند که به راحتی گرما را از لپ‌تاپ خارج می‌کنند. راه بعدی استفاده از پدهای مختلف است. آنهایی که از جنس آلومینیوم هستند کاربردی‌ترند. برخی از این پدها فن دارند که از برق یو اس بی لپ‌تاپ تغذیه می‌کنند و گرما را به بیرون هدایت می‌کنند. شما می‌توانید این پدها را از فروشگاه‌های لوازم کامپیوتر تهیه کنید. یک نکته را هم در نظر داشته باشید؛ دمای لپ‌تاپ شما در تغییر است و ثابت نمی‌ماند. پس حتی اگر از این روش‌ها استفاده می‌کنید باز هم بهتر است یک نرم‌افزار برای کنترل دمای لپ‌تاپ داشته باشید و ببینید چه کارهایی دمای دستگاه را افزایش یا کاهش می‌دهد.


[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 13:24 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


دیدم امروز در خیابانی
یک جوان زرنگ تهرانی

دائما او به مردمان میگفت
راحت و با لبان خندانی

می فروشم رساله ارشد
همچنین دکترا به ارزانی

رفتم آنگه جلوتر و گفتم
ای جوان عزیز نورانی

درچه رشته، رساله داری تو
تا در آیم ز این پریشانی

گفت فرقی ندارد آقاجان
هرچه خواهی دهم به تو آنی

در ادب گرکه میکنی تحصیل
پس بیا "سبک شعر خاقانی"

"عاشقی از نگاه مولانا"
"مدح در شعرهای قاآنی"

درس تاریخ گرکه می خواهی
"صادرات زمان ساسانی"

"اقتصاد حکومت قاجار"
"علت جنگ روم و اشکانی"

در حقوق رساله دارم من
مثل "حق و حقوق زندانی"

در سیاست اگر که تز خواهی
"اصل تفکیک در حکمرانی"

رشته فلسفه اگر خواندی
"نفس از دید عقل یونانی"

صد تز علم اقتصاد اینجاست
"راههای مهار ارزانی"!

در پزشکی رساله ها دارم
در علوم و فنون درمانی

در گرافیک و معدن و صنعت
در زبان و علوم عمرانی

چون به پایان رسید صحبتهاش
بعد این صحبت و سخنرانی

از تعجب دهان من واشد
عقل بنده دچار حیرانی

پس نشستم به خود چنین گفتم
با غم و غصه و پشیمانی

علم اینجا کنار این جویست
پس چرا درس علم میخوانی!

صاحب دکترا شوی راحت
از طریق درست و درمانی!

علم را از چنین جوان آموز
ای گرفتار جهل و نادانی!!

 

مصطفی صادقی





طبقه بندی: ارشد و دکترای عربی،

[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 13:02 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


إن القراءة النسقیة تبدو هی الأسبق من السیاق ، بتداخل وإستبدال الثنائیة المعروفة "بالشكل والمضمون" وبالسلطة البنویة، فالمقاربة هنا تكون مبنیة على نسق النص وبالتعبیر عن الإحالة المتصلة بقوانین الأشیاء الحسیة والأسطوریة ، فالنص الشعری حصراً یتعلق بقصدیة الوعی الأدبی وعلاقته بالنسق الداخلی للنص من الوجهة البنویة وخواصها المنهجیة فی التحلیل والشمول إعتماداً على الأنبثاق فی إختیار العمق النظری للنص خلافاً للعرض ، وإننا فی هذه الدراسة سنناقش ونحلل الجوانب المتشابكة لقصیدتی "العشاء الأخیر للشاعرین یوسف الخال وأمل دنقل" أنطلاقا من حالة التقابل والتجنیس فی اللفظ الإسطوری ، ودراسة الحس الإبداعی داخلیاً وخارجیاً ، فألثنائیة فی فهم المبنى والمعنى، هو تقدیم منهجیة ثنائیة للخارج والداخل عندما یتوالدان معا فی تشكیلٍ واحدٍ أثناء عملیة الخلق فی الولادة الشعریة.
التمركز الثنائی فی العشاء الأخیر
ویتركز هذا الموضوع فی التماثل الإفتراضی فی " التجنیس اللفظی" رغم إن التجنیس لا یستحسن بألحس اللفظی لمعنى أسم القصیدة والتشابه فی خواص المعنى الإسطوری بكل ما للكلمة من معنى.
فی قصیدتی " العشاء الأخیر" هناك إعادة تشكیل اللّغة شعریاً من الناحیة "السیمیولوجیة" فی الصوت وهو المادة الرئیسیة للّغة والدلالة اللسانیة المحسوسة لأنها تتمركز فی الفروق بین القصیدتین ، والنزوع إلى التركیز على الوظیفة اللغویة باعتبارها التجلیات المادیة فی الإیقونة الإسطوریة ، كذلك الإهتمام بالنمط الإسطوری.
یقول یوسف الخال فی قصیدته العشاء الأخیر:
لنا الخمر والخبز ، ولیس معنا المعلم جراحنا
نهر من الفضة
فی جدران العلَّیة شقوقٌ عمیقة على النوافذ
ریح فی الباب طارقٌ من اللیل( ).
فی هذه القصیدة ، هناك منظومة حسیّة یشكلها الشاعر إسطوریاً مستنداً فی ذلك إلى العشاء الأخیر للسید المسیح قبیل القبض علیه وصلبه، من هنا یرسم الشاعر الخال ما تعنیه هذه الإستنتاجات فی الإستعارة لمعنى العشاء الأخیر، ویمكن وضعها من ناحیة المعنى كإستنتاج فی المبالغة لذلك المحایث المتكون من دلالة " الخمروالخبزوالجراح" "وهی نهر من الفضة" فالدقة التماثلیة للإفتراض تعنی الإبتكار من جهة المشبّه به وهو السید المسیح، كذلك هی الصفة المرتبطة بالحس المشترك، والمخاطب فی أحیان كثیرة ، وهذه هی الخاصیة التی تعد هی المخزون الإحتمالی الذی یشترك سسیولوجیا مع الحس الإسطوری دینیاً . وهذا ما عبر عنه أمل دنقل فی قصیدته العشاء الأخیر:
أعطنی القدرة حتى أبتسم...
عندما ینغرس الخنجر فی صدر المرحْ
ویدّب الموت، كالقنفذ، فی ظل الجدار
حاملاً مبخرة الرعب لأحداق الصغار
أعطنی القدرة ... حتى لا أموت
منهك قلبی من الطرق على كل البیوت
علَّنی فی أعین الموتى أرى ظل ندم!( ).
فی قصیدة العشاء الأخیر لأمل دنقل هناك منظومة أسطوریة یشتغل علیها الشاعر ، تبدأ من: "أحمس، وأوزوریس، إیزس، المسیح، یوسف زلیخا، العزیز ..." هذا أولا، وثانیا: هناك الصیغة الرمزیة التی یتنافر فیها الدال والمدلول من خلال حشد الكثیر من رموز الأساطیر، من هنا یصبح السلّم التشبیهی إعتباطی محض لا یتوافق مع منظومة العلامات ، مثال على ذلك، الرموز اللّغویة ، نراها قد غابت عن القصیدة بضیاع الرابط الدلالی بین تلك التشبیهات الإسطوریة ولنا عودة إلى هذا الموضوع فی الصفحات القادمة . هناك تماثلات إستعاریة بصیغة التمدد الإستعاری ، وهذا متاتٍ من فعل الجملة الشعریة إیقاعیاً ، والشاعر یسعى إلى الحصول على تقریب إستعاری فی "الخنجر" لكی یخلق صورة تشبه الأشیاء ، وبالصورة التی ترى فیها الاشیاء كما " فی صدر المرحْ" وهو مجاز یكمن فی ضرورة بلاغیة لإحكام الصورة الشعریة وتقریبها للمتلقی ، هناك كابوس یفصح عنه الشاعر، وداخل هذا" الكوموفلاج" هناك زمن قادم ینذر بالهزیمة على مستوى الذات والموضوع، وهناك جحیم دنقلی یفصح عنه الشاعر من خلال الرؤیة من ثقب باربوسی خفی یرى فیه أعین الموتى وهذا الموضوع یذكرنا بالسیاب الذی یقول:
موتى تخافُ من النشور
قالوا سنهرب، ثم لاذوا بالقبور من القبور.
هناك صورة حسیة للحدث المحایث الذی ینتج حافة الصورة المشوهة ، والمتكلّسة التی لا تحمل الخاصیة المنطقیة، كذلك نلاحظ أن التشبیه عند أمل دنقل یأخذ أساس التصور السسیولوجی فی ثنائیة المعنى واللّفظ كما فی:
"ویدب الموت كالقنفذ فی ظل الجدار" وهذا هو حمل الشیء على الشیء بالمماثلة، وأمل دنقل ظل محكوماً بالأداة وقد تجاوز المشبه مع المشبه به ، وهذان أمران یقومان بإلغاء الأختلاط للمعالم والحدود وبقایا ضفتی الوضوح والتمایز، وكان أمل دنقل یكتفی فی تقییم الأستعارة الحسیة فی أكثر الأحیان بالمقاربة ، ثم یطلب من التشبیه الندرة( )كما فی " حاملاً مبخرة الرعب لأحداق الصغار" أو" علنی فی أعین الموتى أرى ظل الندم!" هناك تمركز لحالة التشبیه ، هو الهروب من حالة الموت إلى حالة الإندهاش والصمت وهو یرى ، الإنطباق الحسی الذی یحوم حول العینین كما فی "فأرى الصمت.. كعصفور صغیر" " ینقر العینین والقلب ویعوی... فی ثنایا كلِّ فم!"
هناك عالم یتجرّد حسیا داخل إنشاء ذهنی یكون الزمكان فیه مخیف ، إن الدلیل فی إبتداع زمكان أخرس ومطبق لهو دلیل على واقع سوف یتحقق بكونیة الزمكان القادم لا الزمكان المیكانیكی التقلیدی، ومع هذا التحقق ینكشف التعالق الحسی للأشیاء، وأمل دنقل یعتقد إن الزمكان فی حالة تحول مستمرین، وإن الصیرورة قائمة مثل الحالة المفاهیمیة المتغیرة، وإن حالة الإندهاش هی السیطرة على تلافیف الزمكان بعد أن لفهما الصمت داخل لغة حسیة سقفها عالٍ جداً ، فكان التأسیس على تلك الرؤیة الصامتة المطبقة التی هیمنت على كل الأشیاء، وقد أزاح الشاعر تلك الغشاوة التی حجبت الرؤیة عن عالم غریب ورهیب وقاسٍ داخل أحكام خلقیة وقیم منحطّة صنعها السجال ولا قدرة على مقاومة ذلك الخوف والرعب ، والشاعر یبحث عن الصورة المتحولة لعالم مخیف، عالم فاقد للإیجاب وهذا آتٍ لا محال، وهو دلیل على قوة المعْلم الحدسی والحسی فی تركیبة الإرادة النابعة من القراءة المتحولة، لأنها قراءة إستقرائیة ، وهی المكمن المركزی لحركة الأشیاء ، وهذا ما یجیب عنه " یوسف الخال فی العشاء الأخیر" :
ونحن نأكل ونشرب . جراحنا نهرٌ من الفضة.
العلِّیة تكاد تنهار. الریح تمزِّق النوافذ.
الطارق یقتحم الباب.
نقول: لنأكل الآن ونشرب. إلهنا مات،
فلیكنْ لنا إله آخر. تعبنا من الكلمة ، وتاقت
نفوسنا إلى غباوة العرْق.
فی هذه الأبیات ، هناك تمركز للإرادة والقوة فی وصف الواقعة الحالیة فی كنف الزمكان المتحول داخل إرادة للوجود، ویوسف الخال یشكل من الحاضر علِّیة كما یقول تكاد تنهار، لأن الریح تمزق النوافذ. والطارق یقتحم الباب، إنها حالة الرعب الآتیة، إنه الخوف والصمت، ولكن وفق إیمان بالصیرورة رغم المكابدة، وهذا خلاف العجز الذی یجتاح قضیة أمل دنقل فی العشاء الأخیر ، نعم، هناك خوف ومكابدة وإنفعال لأنها حقیقة الواقعة الزمكانیة ، ولكن صیرورة الفعل تمثل" إرادة القوة" لقد كان یوسف الخال یجیب ویضع الحلول فی نقول:
لنأكل الآن ونشرب. إلهنا مات، فلیكن لنا إلة آخر"
أی لنتجاوز المحنة بالإرادة والقوة، هناك مقادیر القوة فی هذا العالم الشائك ، ومقدار القوة هو الذی یحدد الأثر داخل المحایث، ویأتی هذا بالقدر الذی تتم المقاومة به، إذاً الأمر یتعلق بإرادة الحدث، والقوة المقاومة تأتی بالغایات لا بالأوصاف ، وكان یوسف الخال یضع الحلول فی العشاء الأخیر وكحصاره الأخیر داخل الزمكان، فهو یعین موت الإله" إلهنا مات" أی إن الواقعة وقعت وإننا كائنات مسجونة فی عالم صنعناه بأیدینا عبر أدوات الإدراك ، وأدوات التعلق ، وبنوازعنا الحسیة الملقاة على الطریق كأنها المعانی بعینها كما یقول الجاحظ ولابد من أدوات إدراك جدیدة ومسائل للتعقل ، من هنا یتشكل الإنعتاق عند یوسف الخال، أما أمل دنقل ، فهو یحدس إمراً واقعاً لا محال وفق تشخیص دقیق للهاجس الفكری المدرك لتلك النوازع الشرهة والقاتلة والمیتة، والعالم یظهر فی قصیدة أمل دنقل كما هو فی زمكانه المحصور والمحاصر:
"الریاح" أختبأت فی القبو، حتى تستریحْ..
فیه من أرجحة الأجساد فوق المشنقة.
ووقفنا نحرس الباب، ونحمی الارْوقة.
بینما خیلُ الممالیك تدقُّ الأرض بالخطو الجموح
یقتفون الأثرا.
وأمل دنقل یقوم بتأویل الوقائع والأشیاء ، وهذا الموضوع یقع فی إرادة السیطرة على منطق الأشیاء، بأن هناك هیمنة وسیطرة "لخیول الممالیك" أما السیرورة المنطقیة لهذه الأشیاء فهی تقع فی" أرجوحة الأجساء فوق المشنقة" وإن فلسفة القوة عند أمل دنقل كما یقول هو والتی تمثلت فی " ووقفنا ونحرس الباب ، ونحمی الأروقة ." " بینما خیل الممالیك تدقُّ الأرض بالخطو الجموح یقتفون الأثرا. " وهذا هو تمثیل القدرة عند أمل دنقل من غیر القوة والمقاومة حتى فی " موت الإله" كما عند یوسف الخال وهو قول معروف "لنیتشه " باعتباره تغییر یحصل فی القلب. فالعالم الحقیقی عند أمل دنقل ، حدوده وصف الواقعة لخیل الممالیك ، أما العالم عند یوسف الخال، هو تجاوز هذا الخوف، وتجاوز هذه المحنة إلى عالم القوة لأنه عالم بلا تطابق ، لأنه عالم متناقض لا دیمومة فیه ولا ثبات، والشاعر هو الشاهد الوحید على هذه الوقائع . والریاح التی سوف تغیر عند أمل دنقل " إختبأت فی القبو، حتى تستریح" فی حین عند یوسف الخال " الریح تمزق النوافذ " الطارق یقتحم الباب" من هنا یبدأ الاستقصاء لصلة الزمكان لعالم حواسنا وحدوسنا، والشاعران " یوسف الخال ـ وأمل دنقل فی كلا القصیدتین " هو وقوف یماثل الحدث فی إدراك ما یحدث من وعی فی تصویر ما یحدث فی العشاء الأخیر لإسطورة السید المسیح قبل الصلب وهو التخییل، والإختزال سواء على مستوى الحواس أو مستوى الفعل، لأن الشاعر مخلوق مبدع للأشكال الإیقاعیة، بمعنى أنه مبدع لتلك الأشكال والاحداث والأساطیر ، وفی الوقت نفسه منشیء للإیقاعات بأذنه وإن هذه الإحكام الحسیة والقیمیة كانت قد تضمنت كل أنشطة ذلك الكائن الحی ، والشاعر حصراً إن ما أحدثه أمل دنقل من تناقض فی منظومة الأساطیر والتی تضمنت شخصیات مثل" السید المسیح فی عشائه الأخیر وأساطیر إنسانیة" یعنی أن هناك عملیة اللاتماثل فی تمركز الوظیفة المرجعیة لهذه الأساطیر والتی تحیل بالضرورة إلى عملیة تشابه فی خاصیة التشبیه ، لأنها خاصیات نمطیة یوحی بها الشاعر بخاصیة الإستعارة المركبة بفعل كینونة الحدث ، فهی بالمقابل تتعلق بالوظیفة المرجعیة لهذه الأساطیر وعلاقتها بالإستعارة تعویضاً عن المشبه به، وهذا ما ورد فی قصیدة العشاء الأخیر لأمل دنقل:
... أنا " أوزوریس " صافحت القمر
أنا أوزوریس ، واسیتُ القمر
وتصفّحت الوجوه..
لقد كان المؤشر الدلالی یشیر إلى صیغة لیس الدال فیها إعتباطیاً بل إرتبط بمباشرة إستنتاجیة للإسطورة فیما یخص القیمة الفنیة وموقعها الإسطوری . فالتألیف الإسطوری عند أمل دنقل ینبع من النموذج الثلاثی عند "بیرس" وما یتعلق بالمصدر الدلالی البیرسی وما تعرض له من إختزال وتحویل للعلاقة الثلاثیة إلى منطق ثنائی حسب سوسیر، فأمل دنقل إختار العنصر الفاعل فی منظومة الإسطورة وقد تكون من شخصیات ثلاث هم " أوزوریس، المسیح، یوسف" وإستطاع الشاعر أن یضع تلك العلاقة الثنائیة فی الإرجاع غیر المباشر فی النموذج الثنائی الذی إستطاع فیه أمل دنقل أن یمیز مستوى الخطاب الشعری فی إسطورة " أوزوریس" لإعتماده على السیاق الإرجاعی للإسطورة والذی إستند فیه إلى " الایقونة الحسیة" وفی الرابط المباشر ، لأنه أراد أن ینوع فی القناع الشعری الأسطوری . إن دراسة الحالة اللغویة بلاغیاً ، وعلاقة الدال والمدلول فی إطار المعالجات البنویة فی شعر أمل دنقل ، سوف ینقلنا هذا المحور إلى العلاقة الدینامیة بین سلسلة الدالات ، وكان للشاعر فی المدلول الإسطوری حول مواساة " أوزوریس للقمر" من هنا تبدو الرؤیة قد تحققت من منطق الملفوظ الثنائی حسب سوسیر فی المسیح ولیلة العشاء الأخیر حین قال للحواریین :
" لقد تمنیت أن آكل معكم هذا الخبز قبل أن أتالم ، ثم أخذ كأساً وقال: خذوا هذه الكأس ووزعوها بینكم لأننی لن استطیع أن أشرب فاكهة الكروم قبل أن یحل موعد مملكة الرب" ثم أردف قائلاً" الحق. الحق. أقول لكم: من یأكل لحمی ویشرب دمی سیعیش خالداً ، وسأبعثه فی الیوم الأخیر ، لأن لحمی فعلاً طعام، ودمی شراب. والذی یأكل لحمی ویشرب دمی سیحل فی واحل فیه "( )
لقد كان الموت هو الذی میز الأنماط المأخوذة من المنطق الأسطوری فیما یخص المنطوق من الأشیاء، وكان أمل دنقل یستعمل هذه الأقنعة الإسطوریة لیختفی وراءها لیفصح عن قناع حضاری وبالتالی لیخفف من وقع هذا الرعب لقد كان القمر یضیء عندما أعتم فوق تلك الأمكنة ، فأحالته تلك الوقائع القاسیة إلى شظایا معتمة ، إن القمر عند أمل دنقل له وقع خاص فی لغة المعانی الشعریة وتحقیقاً لأنماط عمل اللغة الشعریة ، حیث یقوم النص الشعری بالإفصاح عن معنى التراكیب الشعریة والتمییز بین الدال وهو الشكل المتحقق فی الإشارة ، والمدلول الذی یشیر إلى المحتوى، ویبقى القمر عند أمل دنقل هو السیرورة لمحتوى التعبیر لأنه التمییز الدقیق فی التحلیل للنص الشعری الذی یمیزه " الدال والمدلول" وهنا فی هذه الأبیات یأتی القمر " إیقونة دالة بذاتها:
وأنا "یوسف" محبوب "زلیخا"
عندما جئتُ إلى قصر العزیز
لم أكن أملك إلاّ... قمرا
"قمراً كان لقلبی مدفأة"
ولكم جاهدت كی أخفیه عن أعین الحراس،
عن كلِّ العیون الصدئة
.. كان فی اللیل یضیء!
حملونی معه للسجن حتى أطفئه
تركونی جائعاً بضع لیالٍ..
تركونی جائعاً...
فتراءى القمرُ الشاحب ـ فی كفیَّ ـ كعكة!
وإلى الآن.. بحلقی ماتزال..
قطعة من حزنه الأشیب تدمینی كشوْكة!( )
لقد كان للمدلول الإسطوری كونه رابط ثلاثی لغوی حسب بیرس تكون العملیة الدالة حیّة ، أی یكون المطلب الحملی موحداً ، وهو الذی یمر عبر تطور ترتیبی ، وهذا التطور حسب بیرس یعطینا الضرورة الرمزیة فی تماثلها اللغوی ، وهنا تكون دورة الوعی الإسطوری متكررة وهذا یعد منطقاً إحتمالیاً ، لكنه عند أمل دنقل فهو متسلسلاً وفق الایقونة الثلاثیة. ولها المنطلق فی الصیاغات الدلالیة باعتبارها الإشارة الأصلیة( )وهی عملیة تنویع فی القناع الشعری الحضاری كما فی " أنا أوزوریس واسیتُ القمر" " أنا یوسف محبوب زلیخا" وهناك تفاصیل للمدلول عن القمر وأوزوریس یؤكد بأنه واسى القمر ویوسف محبوب زلیخا حمله معه إلى السجن إستناداً إلى المعطیات التأریخیة التی تؤكد هذا التحول فی الأسطورة، وأصبح القمر " أیقونة" وابجدیة رمزیة تحل فی المنظومة الشعریة عند أمل دنقل ، وكان المبرر الفنی فی تبیان النجاح فی إحكام الربط الثلاثی حسب بیرس بین تلك الاساطیر وهذا یعد تقابلاً فی الرؤیة الشعریة وقد وظفها أمل دنقل من الناحیة الرمزیة فی شعره مستنداً فی ذلك إلى المواقف التأریخیة والاسطوریة ، ومن ثم القیم السسیولوجیة والسیكولوجیة والحضاریة، وقد مثل هذه المنظومة الأسطوریة خیط ممتد داخل تخومها الزمكانیة وخواصها الإنسانیة ، وعند یوسف الخال یتصاعد التماثل الإفتراضی فی القصیدة وفق صیغ مفترضة تقدم لنا بداهة فی التناسب فی مجال الوعی للمسند اللغوی وداخل علاقة تماثلیة تتحول فیما بعد إلى صیاغات إفتراضیة تبین التشكیل المرجعی للصورة الشعریة فی مقابل تكافؤ فی الأنماط الزمكانیة وهذا ما یؤكده یوسف الخال فی هذه الأبیات :
ونقول: لتسقط العلیة وتهلك . الریح سترحمنا،
والطارق سیجالسنا . جائع هو إلى الخبز وظامئ
إلى عتیق الخمر.
ونقول: لعلَّ الطارق إلهنا الجدید، وهذه الریح
أزهارٌ شهیة تفتحت فی المجاهل
ونظل نأكل ونشرب ، ولیس معنا المعلم . جراحنا
نهر من الفضة.
وعند صیاح الدیك، قلیلون یشهدون لملكوت
الأرض( ).
إن البلاغة الحسیة التی یترجمها یوسف الخال تعد هی الإسناد الكبیر لفعل الكینونة فی معالجة ثنائیة الریح، والطارق الذی صوره الشاعر بأنه القدر الذی سوف یجالسنا لأنه جائع إلى الخبز وظامئٌ إلى عتیق الخمر وهذا یقع داخل نظریة الاحتمال المزدوجة الثنائیة حسب سوسیر فی "الریح والطارق" فالحس الإستعاری یقع داخل مزدوج فی مبنى الطریقة الإستعاریة للریح ذات الخاصیة المضافة إستعاریاً إلى الطارق الذی یذكرنا بالقادم من الأشیاء عند أمل دنقل ، فالقادم عند أمل دنقل هو قادم اعتراضی خفی یبشر بالخراب والموت ولكن الطارق وهو القادم عند یوسف الخال هو المتوافق سیكولوجیاً مع بنائیة المعنى الأستعاری للثنائیة الاستعاریة المزدوجة "للریح والطارق" وهنا یبدو الخلق الفكری الخاص عند یوسف الخال هو الطاغی فی الحل أخیراً ، إن كلا القصیدتین فی رمزیهما المعنوی واللغوی یلتقیان فی جنس المبنى الأسطوری والذی تمثل بعملیة التكافؤ والمقاربة السیكولوجیة والتواصل بالحس الأسطوری، وهنا یتأكد التطابق التقریبی والتركیبی مع فعلیّ الدال والمدلول فی كلا القصیدتین لأنهما أفصحا عن مقتضیات مشتركة وقیمة حقیقیة لمنظور متحقق فی حدود الواقع الموضوعی.





طبقه بندی: مقالات حول أمل دنقل،

[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 00:17 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]




موسى بن سلیمان السویداء


أول من أنشأ فن المقامات(1) ووضع نواتها بدیع الزمان الهمذانی المتوفى سنة ( 398 هـ )(2) كما أن الخلیل بن أحمد الفراهیدی أول من وضع علم العروض فی صناعة الشعر والشافعی أول من وضع علم أصول الفقه فی كتابه المشهور " الرسالة " . ثم تتابع بعد ذلك التألیف فی فن المقامات الجدید على الأدب الإسلامی الرفیع وتوسع إلى الغایة . ولكن أبو القاسم الحریری المتوفى سنة ( 515 هـ )(3) فی مقاماته الأدبیة قد تفوق على بدیع الزمان وغیرهُ ممن ألف فی هذا الباب وأصبح هو فارس المقامات بدون منازع وإلیه یُشار بالبنان . إلاّ أن الأضواء لم تختفی عن مقامات البدیع بالكلیة فهی لا تزال تزخر بموروث أدبی كبیر لا یستهان به بسبب قوة عارضته وغزارة معرفته للغة والشعر الذی یؤهل المتصدی لتألیف فی هذا الفن من إجادة الإنشاء وتركیب الكلمة المستحسنة مع السجع المُطرب للسامع .


ادامه مقاله

[ چهارشنبه 1 مرداد 1393 ] [ 19:35 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


"نصر سمعان" شاعر وطنی مهاجر تغنى بالعروبة وأمجادها ومفاخرها وهو بعید عن أرض الوطن، كرس لها العدید من القصائد التی ألقاها على منابر سان باولو وغیرها من مدن البرازیل فی المناسبات الوطنیة والقومیة والاجتماعیة التی كانت تقیمها الجالیة العربیة هناك حیث كان مهاجرا. ولمعرفة المزید عن هذا الشاعر المهجری موقع eHoms التقى الباحث والأدیب "عیسى فتوح" الذی فتح أرشیفه لیحدثنا عنه قائلا:
الاســـم:	090461_2009_04_06_13_12_57.jpg
المشاهدات:	12
الحجـــم:	42.4 كیلوبایت

«ولد "نصر سمعان" عام /1904/ فی بلدة "القصیر" بـ"حمص" وتلقى دروسه الابتدائیة على ید عدد من المدرسین فی "حمص" ثم هاجر عام /1920/ إلى البرازیل حیث عاش وشقی وتألم وفشل فی تجارته إلى أن توفی فی العاشر من أیار عام /1967/.

لم یتح لـ"نصر سمعان" دخول المدارس فی المهجر فعكف على المطالعة وقراءة دواوین الشعر وتثقیف نفسه بنفسه مثله مثل معظم شعراء المهجر، حتى استطاع أن یصبح شاعرا مرموقا یشار إلیه بالبنان ویصبح شاعر النادی الحمصی فی "سان باولو" وعضوا فی "العصبة الأندلسیة"».

وعن أعماله الشعریة قال: «لم یتمكن الشاعر "نصر سمعان" من طباعة دیوانه الوحید فی حیاته لضیق ذات الید فتألفت لجنة بعد وفاته لطبع الدیوان وجمعت قصائده فی دیوان صدر عام /1972/، عن طریق الأدیب "رشید شكور" الذی كتب مقدمة للدیوان دافع فیها عن الشاعر "نصر سمعان" الذی اتهم أنه شاعر مناسبات ویتسأل الأدیب "شكور" مَن مِن شعراء العرب جاهلیین ومعاصرین لم یقل أكثر شعره إلا فی المناسبات؟؟ من مدح ورثاء وتهنئة واستعطاف، ثم ماهی المناسبات التی كانت تستدعی الشاعر "نصر سمعان" لأن یقول الشعر إن لم تكن مناسبات الأعیاد الوطنیة ومدیح المحسنین ورثاء من یستحقون الرثاء، كان یغتنم الفرصة لیسكب عواطفه ومشاعره إزاء أمته


ولیبكی أمجادا مضت ولیهیّب بأبناء وطنه إلى الوثوب والانتفاض على الظلم والاستبداد آنذاك، هذا أكثر ما هو ظاهر فی منظوماته علما أنه لم یتقاضى فلسا واحدا فی أی مناسبة كان یقول فیها الشعر».

كان الشاعر "نصر سمعان" یُدعى إلى المشاركة فی المناسبات الوطنیة والقومیة والاجتماعیة التی كانت تقیمها الجالیة العربیة فی البرازیل لكن المناسبات التی استأثرت بأكثر قصائده هی حنینه اللاهف إلى الوطن ولا سیما "حمص" التی كانت مهوى القلب حیث قال عنها:

"قالوا أتصبوا إلى حمص فقلت

قلبی بغیر هوها غیر خفاق

ما حمص إلى ید الله فاتنــــــة

بوابل من عیون الجود مغداق

أغرقت فی وصفها والحســـن

بما یقصر عنه كل إغراق

تلك الخمائل جنات منــــــورة

بكل زهر زكی الطیب عباق"

وقد قال عن فلسطین أیضا:

"افلسطین قدَّستك الضحـــایا

وكساكِ الخلود أســنى بـروده

أنتِ فی معزف الحیاة نشــید

لاتملّ الحیـــاة من تردیــده

أنتِ من قمّة العُلى فی مكــان

عین صهیون أخت عین حسوده

یدّعی الحق فی ترابك شــعب

تأنف الأرض من تراب جـدوده"

ومن قصیدة یطلب من المغتربین مد ید العون لوطنهم :

"أرض البطــولة والشمم تستنهض الیـــوم الهمم

أفما تلبّیـــها وقد كادت تلبّیهـــا الرمـــــم

لاتحجبوا عنها النـــدى فالشحّ یعقبــه النـــدم

قام الإباء بقســـــطه یاقــوم فلیقم الكـــرَم ".




طبقه بندی: العصر الحدیث، أدب المهجر،

[ چهارشنبه 1 مرداد 1393 ] [ 16:34 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


اسامی پذیرفته شگان دوره ی کارشناسی ارشد (سهمیه استعدادهای درخشان) دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 93 -94 از سوی دفتر استعدادهای درخشان این دانشگاه اعلام گردید. که در این میان دو نفر در گرایش مترجمی عربی و یک نفر در گرایش زبان و ادبیات عربی  در مقطع کارشناسی ارشد این دانشگاه به چشم می خورند:

نام

نام خانوادگی

رشته تحصیلی

کد رشته محل

عنوان رشته محل انتخابی

 

محبوبه

میرعرب

زبان وادبیات عرب

11711

دانشگاه سمنان -علوم انسانی -مجموعه زبان عربی -زبان وادبیات عرب -روزانه

الهام

تاجیك جنگلی

زبان وادبیات عرب

11795

دانشگاه سمنان -علوم انسانی -مجموعه زبان عربی -مترجمی زبان عربی -روزانه

 

سیده عاطفه

قاضوی

زبان وادبیات عرب

11795

دانشگاه سمنان -علوم انسانی -مجموعه زبان عربی -مترجمی زبان عربی -روزانه

 

اسامی دانشجویان کلیه ی رشته های سهمیه استعدادهای درخشان

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات بدین وسیله به اطلاع می رساند اسامی مشروحه ذیل به عنوان پذیرفته شده مشروط در رشته گرایشهای ذکر شده، در پورتال سازمان سنجش آموزش کشور وارد شده است. بدیهی است پذیرش قطعی منوط به تایید سازمان سنجش آموزش کشور و جواب استعلام از شورای انضباطی دانشگاه محل تحصیل دوره کارشناسی می باشد.

به پذیرفته شدگان محترم توصیه می گردد در خصوص اخبار مربوط به ثبت نام، سایت دانشگاه سمنان و سایت سازمان سنجش آموزش کشور را به طور مرتب مورد بازبینی قرار دهند تا در جریان اخبار مربوطه قرار گیرند.

دفتر استعدادهای درخشان دانشگاه سمنان

25 /4 /93



[ چهارشنبه 1 مرداد 1393 ] [ 13:19 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


کارمند مسلط به زبان عربی
جهت بازاریابی اینترنتی  در کشورهای عربی
٥١ ٩١ ٠٠٧ ٠٩١٩
ترجیحا ساکن اصفهان


[ سه شنبه 31 تیر 1393 ] [ 14:59 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


تتكون الصحافة المكتوبة من قوالب تحریریة، أجناس أو أنواع، یضطلـع كـل نـوع منـها بوظائف معینة، ویعتمد صیغًا تعبیریة تتلاءم وفنیاته.

وعلى العموم تعكس الأنواع الصحفیة "..." الواقع بشكل مباشر وواضح وسهل، كما تفسر الوقائع والأحداث والظواهر والتطورات، وتتضمن أیضًا التقویم والتحلیل والرأی، والتفسیر..

وتشتمل هذه القوالب التعبیریة على:

الخبر: ویستعمل لنقل معلومات عن أحداث جدیدة.

التقریر: ویستخدم لنقل معلومات من خلال عنصر ذاتی (شاهد عیان ).

الافتتاحیة: وتقدم رأی الوسیلة الإعلامیة حول حدث ما.

التعلیق: ویقـدم وجهة نـظر محـددة ورأی واضـح حـول حدث ما (ماوراء الحدث ).

الاستطلاع: ویصور الحیاة الإنسانیة.

التحقیق: ویشرح ویحلل ظاهرة أو مشكلة، أو أحداث، ویقدم الحلول بشأنها.

الـمقال: وهو رؤیة یقدمها كاتب معین لظواهر وأحداث یختارها.

الـحدیث: محاورة مسؤول، أو مختص... لشرح وإیضاح قضیة ما.

ادامه مطلب

[ سه شنبه 31 تیر 1393 ] [ 10:53 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


تعد اللیمونادة الباردة من المشروبات ‫المحببة خلال أیام شهر رمضان وأیام الصیف الحارة، كونها تمنح الجسم شعورا بالانتعاش، كما أنها تزود الجسم بفیتامین "ج".‬ ‫ومن خلال إضافة الزنجبیل إلى اللیمونادة یمكن إلى جانب الشعور بالانتعاش‬ ‫التمتع أیضا بمذاق لذیذ وفرید من نوعه. ‬

‫ولتحضیر لتر واحد من هذا المشروب المنعش نحتاج إلى 200 غرام من‬ ‫الزنجبیل و160 مللیلترا من میاه الصنبور، و240 غراما من السكر‬ ‫البنی، و200 مللیلتر من عصیر اللیمون الطازج، مع 600 مللیلتر من المیاه‬ ‫المعدنیة الباردة.‬


‫ویتم البدء بغسل الزنجبیل وتقطیعه إلى شرائح، ثم إضافته إلى ماء الصنبور والسكر البنی وعصیر اللیمون وغلیها جمیعا مع بعضها البعض، على‬ ‫أن یتم تركها لمدة ساعتین على الأقل بعد ذلك حتى یصبح المزیج متجانسا،‬ ‫ثم تتم تصفیة المشروب بمصفاة.‬

‫وبعد ذلك تتم إضافة 400 مللیلتر من شراب الزنجبیل واللیمون والسكر البنی‬ إلى 600 مللیتر من المیاه المعدنیة الباردة، ویضاف إلى المشروب أیضا مكعبات الثلج. ‫ولإضفاء نكهة ممیزة على هذا المشروب یمكن إضافة بعض من قشر البرتقال أو‬ ‫القرنفل إلى شراب الزنجبیل الساخن.

‬تجدر الإشارة إلى أن هذا المشروب قد لا یناسب مرضى السكری، لأنه یحتوی على السكر البنی الذی لا یختلف فی محتواه من السعرات الحراریة عن السكر الأبیض، ولذلك فإنه قد یقود لارتفاع مستویات السكر فی الدم.




طبقه بندی: آموزش ترجمه عربی،

[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 23:08 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


بقلم الدكتور جاسم العراقی

من أصدق فنون الشعر عاطفة وأرقها، وهو غناء رقیق شجی ینبع من القلب فیتهادى على الشفاه ممتزجاً بعاطفة قویة تعبر عن اللهفة الحرى لكل ما یثیر كوامن النفس وما یعتریها من ذكریات الماضی، التی یحیا الانسان على ذكراها. فماضی الشاعر لیس ماضیاً على الاطلاق، لأن علاقته بالماضی هی أساس حاضره، ویترتب على إنبثاق الحدیث الجدید عن القدیم، قیام زاویة جدیدة یُنظر منها الى الماضی، أو نرى من خلالها علاقات متجددة، وحقائق أخرى لم تكن واضحة أو ملموسة من قبل هذا الماضی.


ادامه مطلب



طبقه بندی: العصر الحدیث، مقالات حول بدر شاكر السیاب،

[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 12:36 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


 خبر عربی
 ترجمه فارسی (مترجم: عبدالرسول الهایی دانشجوی دکترای عربی دانشگاه تهران)
 السید نصرالله یشید خلال اتصاله بمشعل وشلح بصلابة وصمود المقاومین وصبر أهل غزة
أجرى الأمین العام لحزب الله السید حسن نصرالله اتصالاً هاتفیاً مساء الأحد برئیس المكتب السیاسی لحركة حماس خالد مشعل، حیث أشاد السید نصرالله بصلابة وصمود المقاومین وابداعاتهم فی المیدان وبالصبر الهائل لشعب غزة المظلوم المتماسك مع مقاومته فی خیاراتها وشروطها .

وأكد السید نصر الله لمشعل وقوف حزب الله والمقاومة اللبنانیة إلى جانب انتفاضة ومقاومة الشعب الفلسطینی قلباً وقالبا وارادة وأملاً ومصیراً، وكذلك تأییدها حول رؤیتها للموقف وشروطها المحقة لإنهاء المعركة القائمة. وسمع السید نصر الله من مشعل كلاماً یبعث على الثقة المطلقة بقدرة المقاومة على الثبات والصمود وصنع الانتصار الثانی فی تموز.


كذلك اتصل السید نصر الله بالأمین العام لحركة الجهاد الاسلامی رمضان عبد الله شلح، حیث استعرضا الأوضاع المیدانیة والتطورات السیاسیة الحاصلة، والحراك الدبلوماسی البطیئ والفاشل فی مقابل تماسك المیدان وتوحد جمیع فصائل المقاومة فی هذه المواجهة المصیریة. وأكداً انه اذا كان رئیس حكومة العدو بنیامین نتانیاهو یستند فی عدوانه على تأیید دولی وحكومی فإن المقاومة فی غزة تستند إلى أقوى تأیید واحتضان شعبی على الاطلاق.

وجدد السید نصر الله لشلح موقف حزب الله والمقاومة الإسلامیة فی لبنان إلى جانب المقاومة فی غزة وتضامنها وتأییدها واستعدادها للتعاون وللتكامل بما یخدم تحقیق أهدافها وافشال أهداف العدوان.


 
در تماس تلفنی با مشعل و شلح
سید حسن نصر الله ایستادگی مقاومت فلسطین را ستود

دبیر کل حزب الله لبنان در تماس تلفنی با رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین، ایستادگی رزمندگان مقاومت و صبر مردم مظلوم غزه را ستود.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه خبری «المنار»، «سید حسن نصر الله» دبیر کل حزب الله لبنان شب گذشته در تماس تلفنی با «خالد مشعل» رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، صلابت وایستادگی رزمندگان مقاومت و نوآوری‌های آنان در عرصه نبرد و صبر چشمگیر مردم مظلوم و منسجم با گزینه مقاومت غزه را ستود.

سید نصر الله ایستادگی قلبی، ظاهری و اراده‌ای حزب الله و مقاومت اسلامی لبنان در کنار انتفاضه و مقاومت ملت فلسطین را تاکید کرد و دیدگاه مقاومت فلسطین و شرط‌های برحقش به منظور پایان بخشیدن به حملات جاری دشمن صهیونیستی علیه مردم بی دفاع غزه را تایید کرد.

این گزارش حاکی است که خالد مشعل نیز طی سخنانی از قدرت مقاومت فلسطین در ثبات، بردباری و شکل دادن دومین پیروزی در ماه ژوئیه برای سید اهل مقاومت سخن گفت.

دبیر کل مقاومت اسلامی لبنان همچنین در تماس تلفنی دیگری با «رمضان عبدالله شلح» دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین تحولات میدانی و سیاسی جاری و همچنین تحرکات کند و ناکام دیپلماتیک و همچنین انسجام و وحدت همه گروه‌های مقاومت در نبرد سرنوشت ساز جاری را مورد بحث و بررسی قرار داد.

بر اساس این گزارش سید نصر الله در گفت‌وگو با شلح تاکید کرد که اگر «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر دشمن صهیونیستی در این جنگ بر موافقت بین‌المللی و دولتی تکیه دارد، مقاومت نیز از قوی‌ترین تأیید و محبوبیت مردمی برخوردار است.

دبیر کل مقاومت اسلامی لبنان همچنین در گفت‌وگوی تلفنی با شلح بار دیگر مواضع حزب الله و مقاومت لبنان در ایستادگی در کنار مقاومت غزه، همبستگی و تایید آنرا تاکید کرد و از آمادگی حزب الله برای همکاری با مقاومت فلسطین در راستای تحقق اهداف و ناکام گذاشتن اهداف دشمن صهیونستی از به راه انداختن جنگ جاری، سخن گفت.





طبقه بندی: آموزش ترجمه عربی،
برچسب ها:خبر عربی با ترجمه فارسی، ترجمه خبر عربی، ترجمه فارسی خبر عربی، خبر عربی به فارسی،

[ دوشنبه 30 تیر 1393 ] [ 10:33 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


متأسفانه در رسانه های نوشتاری که در ایران به زبان عربی منتشر می شود، رسم الخط عربی رعایت نمی شود و این مسأله علاوه بر ایجاد مشکل در خواندن مطالب باعث دور شدن مخاطبان عرب زبان از این رسانه ها می شود. برای مثال خبر زیر از یکی از خبرگزاری های معتبر ایرانی گرفته شده است و همانطور که مشاهده می کنید رسم الخط صحیح عربی رعایت نشده است. و گاهی اشتباهات تایپی واضحی نیز رخ می دهد.
کلماتی که با رنگ متفاوت نشان داده شده تصحیح شده است
متن نخست عین مطلب برگرفته از خبرگزاری است ، بعد از آن متن تصحیح شده توسط اینجانب آمده است (موارد تصحیح شده با رنگ متفاوت نشان داده شده است) و در نهایت یک متن از سایت الجزیره آمده است.
 برورجردی:
ایران ستستانف التخصیب بنسبة 20 بالمائة فی حال عدم التوصل الى الاتفاق الشامل
اعلن رئیس لجنة الامن القومی والسیاسة الخارجیة فی مجلس الشورى الاسلامی علاء الدین بروجردی بان ایران ستعود للتخصیب بنسبة 20 بالمائة فی حال عدم التوصل الى الاتفاق النووی الشامل مع مجموعة "5+!".
واشار یروجردی فی تصریح للصحفیین الیوم الاحد الى موضوع تمدید المفاوضات النوویة بین ایران ومجموعة "5+1" وقال، ان تمدید المفاوضات لمدة اربعة اشهر یشیر الى الارادة السیاسیة لدى الطرفین للوصول الى الاتفاق الشامل خلال الاشهر الاربعة المقبلة.
واضاف، بطبیعة الحال فان هذه القضیة لا تشكل ای ضمانة للوصول الى اتفاق بالتاكید، بل ان ای اتفاق یجب ان یكون فی مسار الاهتمام بالحقوق النوویة الایرانیة.
ولفت رئیس لجنة الامن القومی والسیاسة الخارجیة فی مجلس الشورى الاسلامی، الى تاكید الطرفین على مواقفهما وقال، ان ما طرحه مفاوضونا فی المفاوضات یشكل الحد الادنى من مطالبنا، والتی ینبغی على الامیركیین اخذها بنظر الاعتبار.
واضاف بروجردی، لقد تم ابلاغ الامیركیین عن طریق المسؤولین الامیركیین انه فی حال عدم الوصول الى تفاهم، ستعود ایران على وجه السرعة الى تدشین المراحل التالیة كالتخصیب بنسبة 20 بالمائة وتدشین اجهزة طرد مركزی جدیدة وكذلك تدشین مفاعل اراك.
واكد رئیس لجنة الامن القومی والسیاسة الخارجیة فی مجلس الشورى الاسلامی، بان جمیع نقاشات المفاوضات ستدرس فی اللجان المختلفة ویصادق علیها فی المجلس الاعلى للامن القومی ومن ثم تحظى باتیید سماحة قائد الثورة الاسلامیة.

خبر زیر برگرفته از سایت الجزیره است و همانطور که می بینید رسم الخط عربی کاملا رعایت شده است.





طبقه بندی: آموزش ترجمه عربی،

[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 23:06 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


استاد دکتر خدامراد مرادیان فرزند محمد حسن درسال 1311(هـ . ش) در شهر زرین شهر روستای ریز قبلی در خانواده‌ای کشاورز دیده به جهان گشود. و تحصیلات مقدماتی خود را در مکتب‌خانه‌های ملا جعفر زاهدی و ملا عبدالوهاب احمدی و غلامحسین ادیبی شروع و سپس تحصیلات حوزوی را از سال 1320 تا 1335 در مدرسه علوم دینی ریز(مدرسه محمودیه) تا دوره سطح ادامه داد و همزمان نیز دوره ابتدایی و سیکل اول و 5 علمی و 6 ادبی آنروز را بصورت متفرقه خواند و موفق به اخذ دیپلم کامل متوسطه گردید سپس در سال 1335 عازم تهران شد و همزمان در دو رشته حقوق و زبان و ادبیات عربی پذیرفته شد که به عنوان فرد برگزیده تحصیل در رشته زبان و ادبیات عربی دانشکده الهیات دانشگاه تهران را جهت ادامه تحصیل برگزید سپس ایشان در سال دوم تحصیل (1336) در چهار‌چوب برنامه‌های تبادل فرهنگی با دانشگاه‌های خارجی به عنوان فرد برگزیده عازم دانشكده ادبیات شهر بغداد گردید و پس از 6 سال همزمان با اخذ درجه لیسانس ادبیات عربی دانشگاه تهران مفتخر به دریافت لیسانس(B.A) و فوق لیسانس (M.A) در رشته زبان و ادبیات عربی از دانشگاه بغداد گردید. ایشان در سال 1344 به كشور بازگشت و اقدام به تداوم تحصیلات تكمیلی تا سطح دكترای ادبیات عربی در سال (1346) در دانشگاه تهران نمود كه در ادامه در سال(1349) از خدمت در آموزش و پرورش به گروه زبان وادبیات عربی دانشگاه تهران منتقل و در پست استادی این دانشگاه مشغول به خدمت شد. شهرت و آوازه علمی این استاد در رشته زبان و ادبیات عربی تا به آنجا رسید كه به دعوت بزرگترین مراكز و دانشگاه‌های علمی عرب شامل دانشگاه اسکندریه، الازهر و عین شمس جهت تدریس در این مراكز عازم کشور مصر گردید و این روند تا سال 1357 و بوقوع پیوستن تحولات اجتماعی در ایران ادامه داشت که در این سال استاد به کشور مراجعت کرد و اقدام به تدریس در دانشگاه‌های تهران و کرج نمود تا این‌که در سال 1375 بنا به دعوت وزارت امور خارجه جهت تدریس زبان وادبیات پارسی به کشور یمن مسافرت نمود و موفق به تاسیس گروه زبان و ادبیات پارسی در دانشگاه‌های صنعا و عدن همزمان با تدریس در آنجا گردید.
فعالیت‌های اجرایی و علمی
فعالیت‌های اجرایی و علمی استاد مرادیان همزمان با تحصیل دردانشگاه بغداد با تدریس دردبیرستان علوی ایرانیان نجف اشرف و دبیرستان شرافت بغداد و استخدام در وزارت آموزش و پرورش ایران شروع شد که در مرحله بعدی ایشان پس از بازگشت به کشور به تدریس در دبیرستان‌های البرز، گواشیر و واحدی پرداخت و در سال 1349 نیز رسماً به‌عنوان استاد زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد.

ادامه رزومه

[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 13:43 ] [ حبیب كشاورز ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 171 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید